نوآوری های پزشکی و چاقی

جولای 21, 2008 با Reza Nazmi

نوآوری های پزشکی و چاقی

تا چندین نسل قبل شیوه های جراحی بسیار ابتدایی و شمار دارو هایی که برای درمان بیماری ها به کار می رفت اندک بود.

حتی در اوایل قرن بیستم امکان زنده ماندن پس از یک عمل جراحی فقط 50 در صد بود و بسیاری از بیماران بدلیل عفونت جان خود را از دست می دادند، ولی کشف باکتری و شیوه مبارزه با آن این مشکل بزرگ را از سر راه جراحان برداشت.قدم بزرگ دیگر کشف دارو های بیهوشی بود.

ولی امروزه انقلاب پزشکی دیگری در حال تکامل است و آن استفاده از تصویر برداری دیجیتال است. بررسی سه بعدی اعضای داخلی، استخوان ها، و بافت بدن با استفاده از ام آر آی MRI و کت اسکن CATSCAN تشخیص بیماری ها را آسان کرده است.

پیوند اعضای عمده و حیاتی بدن نیز یکی از شگفتی های علم پزشکی است و امروزه پژوهشگران در حال توسعه فناوری ساخت مصنوعی اعضای بدن مانند ریه مصنوعی هستند که امید میرود با پیشرفت بیشتر آن در آینده زندگی بسیاری که از بیماری های ریوی رنج میبرند را آسان تر سازد.

یکی از نو آوری های پزشکی انجام عمل جراحی بویژه جراحی مغز بدون بیهوش کردن بیمار است تا بیمار بتواند در هر لحظه حال جسمی خود را به جراح توضیح دهد.

در این شیوه خطر به هوش نیامدن بیمار نیز از بین می رود.چاقی مفرط روی دیگر سکه فناوری و رفاه است.

غذاهای مملو از کالری، خوردن بی حساب و فعالیت بدنی ناچیز موجب افزایش چاقی مفرط در کشور های پیشرفته و ثروتمند شده است.

گر چه ترکیب چاقی مفرط با سایر بیماری های جسمی درمان این ناراحتی را بسیار مشکل ساخته ولی پزشکان برای آن هم چاره ای اندیشیده اند.

در یک شیوه نوین قسمت بالای معده شخص با یک نوار پلاستیکی قابل تنظیم بسته می شود که این امر موجب کاهش اشتهای او خواهد شد.

شیوه دیگر جاسازی یک بادکنک در معده و در نتیجه کاهش فضای معده برای پذیرش غذا است .

در هر دو مورد شخص خیلی زود احساس سیری می کند.

چاقی در برخی از بیماران پنهان است زیرا در این موارد چربی نه در زیر پوست بلکه در اطراف اعضاء داخلی عمده بدن و رگ ها جمع می شود.

ولی یک اسکنر سه بعدی که به جای اشعه با نور کار می کند می تواند در طول 2 تا 3 دقیقه محل چربی های نهفته در بدن را تعیین کند.

منبع

صدای آمریکا

اخبار بامزه و آزمون درک انگلیسی

جولای 13, 2008 با Reza Nazmi

اخبار بامزه و آزمون درک انگلیسی

دوستان باید به بزرگی خود مرا ببخشند

زیرا قانون وبلاگم ،که اطلاع رسانی مفید راجع به افکار است را زیر پا نهادم

اما می توان چنین مطالبی را برای راحتی فکر نیز استفاده نمود

یکی از دوستان بسیار خوبم مطالب سرگرم کننده ایی برای من ایمیل می کند

پست زیر یکی از مطالب ایشان است .

امیدوارم مورد توجه شما قرار گیرد

هم زمان می توانید درک انگلیسی خود را نیز بیآزمائید

——–

In ancient England, people could not have sex without consent from the King.

When people wanted to have a child, they had to solicit permission to the monarchy; in turn they would supply a plaque to hang on their door when they had sexual relations.

The plaque read … “Fornication Under Consent of the King” (F.U.C.K)

This is the origin of the word.

آيا ميدانستيد که: در انگلستان باستان روابط جنسي بدون اجازه پادشاه قدغن بوده است. کساني که تصميم به بچه دار شدن داشتند بايد درخواست رسمي خود را به دولت پادشاهي عرضه ميداشتند و به آنها لوحي داده ميشده که هنگام برقراري روابط جنسي بر در خانه خود آويزان کنند که بر روي آن اين جمله حک شده بوده است:

Fornication Under Consent of the King (F.U.C.K)

( زنا ! بر حسب اجازه از پادشاه )

???????????

A statue in a park with a soldier on a horse with it’s 2 feet in the air means

the soldier died in combat.

If the horse has only 1 foot in the air,

the soldier died of injuries from combat.

If the horse has all 4 feet on the ground, the soldier died of natural causes.

آيا ميدانستيد که: در مجسمه هايي که براي يادبود سربازها ميسازند:

اگر 2 پاي اسب بالا باشد آن سرباز در ميدان جنگ کشته شده.

اگر 1 پاي اسب بالا باشد سرباز بر اثر جراحات ناشي از جنگ مرده.

اگر 4 پاي اسب روي زمين باشد آن سرباز به مرگ طبيعي مرده

???????????

When the English settlers landed in Australia, they noticed a strange animal that jumped extremely high and far. They asked the aboriginal people using body language and signs trying to ask them about this animal. They responded with ”Kan Ghu Ru” the English then adopted the word kangaroo. What the aboriginal people were really trying to say was

we don’t understand you”, ” Kan Ghu Ru”.

آيا ميدانستيد که: مهاجرين انگليسي در استراليا با حيوان عجيبي روبرو شدند که بسيار بالا و دور مي پريده. هنگاميکه از بوميان در مورد اين حيوان با حرکات بدن پرسيده اند آنها در جواب گفته اند:

Kan Ghu Ru

که در زبان انگليسي به Kangaroo تبديل شده است.

در حقيقت منظور بوميان اين بوده که “ما منظور شما را نمي فهميم”.

???????????

Each King on playing cards represent a King in real history:

Diamonds: Julius Cesar Spades: King David

Clubs: Alexander The Great Hearts: Charlemagne

آيا ميدانستيد که: هر کدام از شاه هاي ورقهاي بازي نشانگر شاهي در واقعيت است؟

خشت: ژوليوس سزار پيک: شاه ديويد

خاج: اسکندر کبير دل: شارلماني

???????????

During historic civil wars, when troops returned without any casualties, a writing was put up so all can see, which read

0 Killed

From here we get the expression “O.K.” which means all is good.

آيا ميدانستيد که: در زمان جنگهاي باستاني هنگامي که سپاهيان بدون تلفات از جنگ بر ميگشته اند پلاکاردي حمل ميکردند که روي آن نوشته بود:

(تعداد تلفات 0)

ريشه OK از اين اصطلاح است.

???????????

The muscles in your heart have the strength to shoot your blood 10 meters in the air?

آيا ميدانستيد که: ماهيچه هاي قلب انسان قادرند خون را به ارتفاع 10 متر به هوا پرتاب کنند؟

Multiplying 111,111,111 x 111,111,111 = 12,345,678,987,654,321

آيا ميدانستيد که: 111،111،111 × 111،111،111 = 12،345،678،987،654،321

???????????

Elephants are the only animals that cannot jump

آيا ميدانستيد که: فيلها تنها موجوداتي هستند که نميتوانند بپرند؟

???????????

The body’s strongest muscle is our tongue

آيا ميدانستيد که: قويترين ماهيچه بدن، ماهيچه زبان است؟

???????????

A pig’s orgasm lasts 30 minutes!!

آيا ميدانستيد که: خوکها بعد از 30 دقيقه به ارگاسم مي رسند؟

???????????

Statistically, people are more afraid of spiders than they are of dying

آيا ميدانستيد که: طبق آمار افراد از عنکبوت بيش از مرگ مي ترسند؟

???????????

All polar bears are left handed

آيا ميدانستيد که: خرسهاي قطبي چپ دست هستند؟

???????????

Crocodiles cannot stick out their tongue

آيا ميدانستيد که: سوسمارها نميتوانند زبانشان را بيرون بياورند؟

???????????

Butterflies taste with their feet

آيا ميدانستيد که: مراکز چشايي پروانه روي پاهايش قرار دارد؟

???????????

A cockroach can live 9 days without it’s head. It only dies because it cannot eat.

آيا ميدانستيد که: سوسکها تا 9 روز پس از، از دست دادن سرشان قادر به زنده ماندن هستند و تنها به اين دليل مي ميرند که نميتوانند چيزي بخورند؟

???????????

Humans and Dolphins are the only animals that have sex for pleasure

آيا ميدانستيد که: انسان و دلفين تنها موجوداتي هستند که براي لذت بردن رابطه جنسي برقرار ميکنند؟

???????????

A duck’s quack has no echo, and nobody knows why

آيا ميدانستيد که: صداي اردک اکو ندارد وهيچکس هم دليل آنرا نميداند؟

???????????

It is impossible to sneeze with your eye’s open

آيا ميدانستيد که: امکان ندارد بتوانيد با چشم باز عطسه کنيد؟

???????????

Starfish have no brains

آيا ميدانستيد که: ستاره هاي دريايي مغز ندارند؟

???????????

Thomas Edison was afraid of the dark.

آيا ميدانستيد که: اديسون از تاريکي مي ترسيده است ؟

???????????

The word “cemetery” comes from the Greek koimetirion which means dormitory

آيا ميدانستيد که: ريشه کلمه “Cemetry” (قبرستان) در حقيقت کلمه يوناني “Koimetirio” به معني “خوابگاه” است؟

???????????

It is impossible to suck your elbow.

آيا ميدانستيد که: امکان ندارد بتوانيد آرنج خود را ليس بزنيد؟

???????????

Mosquitoes have teeth

آيا ميدانستيد که: پشه ها دندان دارند؟

???????????

80% of the people who read this will try to suck their elbow.

آيا ميدانستيد که: 80% افرادي که اين مطلب را ميخوانند سعي مي کنند آرنجشان را ليس بزنند؟

احترام

جولای 10, 2008 با Reza Nazmi

احترام

از مکین، کاندیدای ریاست جمهوری امریکا سوال شد:

می دانید بیشترین صادرات امریکا به ایران سیگار است؟

جواب داد:

اینطوری باید آنان را کشت!

مکین کسی است که شعر بمب، بمب، ایران را می خواند

آنوقت می گویند ما فقط با دولت جمهوری اسلامی مخالفیم و به ایرانیان احترام می گذاریم!

یاد جوکی افتادم

خانمی که زیرپوش به پا نداشت سوار اسبی شد و در مقابل مربی خویش یورتمه رفت،

سپس به مربی خود گفت، هنرهای مرا دیدید؟

مربی پاسخ داد:

بلی، اما تا بحال نمی دانستم اسمشان هنر است!

حال باید به دولت امریکا گفت :

تا بحال نمی دانستیم اسمش احترام است!

به امید فرداهای پر امید

اثر تماشاگری چیست؟

جولای 5, 2008 با Reza Nazmi

اثر تماشاگری چیست؟

.
عبارت «اثر تماشاگری» به این پدیده گفته می‌شود که هر چه تعداد حاضران یک صحنه بیشتر باشد، احتمال کمک آن‌ها به فردی که پریشان و نیازمند کمک است کمتر خواهد شد. هنگامی که شرایطی اضطراری پیش آید، ناظران و شاهدان صحنه، در صورتی که اندک یا تنها باشند، احتمال این که به کمک بشتابند بیشتر است.
بیب لاتن و جان دارلی، طی یک سری مطالعات کلاسیک دریافتند که مدّت زمانی که طول می‌کشد تا فردی به کمک برخیزد و اقدامی بکند به تعداد حاضران در صحنه بستگی دارد. در یک آزمایش، افراد در یکی از سه موقعیت زیر قرار داده شدند: تنها در یک اتاق، به همراه دو شرکت کننده دیگر، یا به همراه دو همدستی که وانمود می‌کردند شرکت کننده عادی هستند و همدیگر را نمی‌شناسند.
پرسشنامه‌ای در اختیار شرکت کنندگان قرار داده می‌شد و از آن‌ها خواسته می‌شد به تکمیل آن بپردازند. به هنگام پر کردن پرسشنامه، دودی در فضای اتاق می‌پیچید. هنگامی که شرکت‌‌کنندگان تنها در اتاق بودند، 75٪ آنان وجود دود را به آزمایش گیرندگان اعلام کردند. امّا هنگامی که شرکت‌کنندگان به همراه دو نفر دیگر در اتاق بودند تنها 38٪ آنان وجود دود را گزارش کردند. و در گروه آخر، دو نفری که همدست بودند با هم راجع به برخاستن دود صحبت می‌کردند و سپس آن را نادیده می‌گرفتند. در این حالت تنها 10٪ از شرکت‌کنندگان اصلی وجود دود را گزارش کردند.

.

مثالی از اثر تماشاگری


معروف‌ترین مثال اثر تماشاگری در کتاب‌های مقدماتی روان‌شناسی، ماجرای قتل زنی جوان به نام کاترین جنوویز است. در روز جمعه 13 مارچ 1964، کاترین 28 ساله از کار به خانه باز می‌گشت. هنگامی که به ورودی آپارتمانش نزدیک شد، به وسیله مردی با چاقو مورد حمله قرار گرفت.
علیرغم فریادهای کمک‌خواهی کاترین، هیچیک از ده‌ها نفری که در آپارتمان‌های مجاور زندگی می‌کردند و صدای فریادهای او را می‌شنیدند به پلیس تلفن نکردند. حمله در ساعت 20/3 دقیقه صبح صورت گرفت و نخستین تلفنی که به پلیس شد در ساعت 50/3 دقیقه بود.

.

توضیحاتی برای اثر تماشاگری


دو عامل مهم در اثر تماشاگری نقش دارد. نخست، حضور افراد دیگر باعث پخش مسئولیت می‌گردد. چون دیگران هم حضور دارند، افراد برای اقدام کردن، فشاری بر روی خود حس نمی‌کنند زیرا این گونه تصور می‌شود که مسئولیت اقدام کردن، بین تمام ‌آن‌ها مشترک است.

.
دلیل دوم، نیاز به رفتار صحیح و از نظر اجتماعی قابل قبول است. هنگامی که کسی دیگری اقدامی نمی‌کند افراد معمولاً این را نشانه لازم نبودن یا مناسب نبودن واکنش تلقی می‌کنند. پژوهشگران دیگر دریافتند که اگر شرایط و موقعیت، مبهم و نامشخص باشد احتمال مداخله حاضران کمتر خواهد شد. مثلاً در مورد کاترین، بسیاری از 38 شاهدی که وجود داشتند گفته بودند که فکر می‌کردند «یک مشاجره عشقی» است و تصور نمی‌کردند که واقعاً کسی در حال کشته شدن باشد.

.

کلینیک الکترونیکی روان‌یار

کلمات قصار

جولای 1, 2008 با Reza Nazmi

کلمات قصار

آنقدر مطالب مهم که بدرد این و آن دنیا می خورد دارم که نمی دانید ولی حال ترجمه اش را ندارم!

اما این یکی را حیفم آمد برای دوستان گلم ترجمه نکنم.

در این مکان 360 کلمات قصار آدم های مشهور را زیاد خوانده ام،

اما این کلمات قصار از نوع دیگرند

===

سوال از دختر شایسته آلاباما در سال 1995 میلادی

اگر می توانستید تا ابد زندگی کنید،آیا این کار را انجام می دادید؟ و چرا؟

ج – من تا ابد زندگی نخواهم کرد برای آنکه ما نباید تا ابد زندگی کنیم،

برای آنکه اگر قرار بود تا ابد زندگی کنیم، تا ابد زندگی می کردیم،

اما ما نمی توانیم تا ابد زندگی کنیم، بنابراین من تا ابد زندگی نخواهم کرد.

—-

هروقت بچه های گشنه ایی که در تمام دنیا وجود دارند را در تلویزیون می بینم،

نمی توانم جلوی اشک هایم را بگیرم

منظورم این است که خیلی دوست داشتم مانند آنها لاغر بودم

اما آنهمه مگسی که از سر و روی آنها بالا می رود و مرگ و میر و این چیزها را دوست ندارم

ماریا کری - خواننده

—-

سیگار آدم را می کشد ، و اگر شما کشته شوید ، قسمت مهمی از زندگی خود را از دست می دهید.

بروک شیلد – هنر پیشه، برای کاندیدای سخنگویی ضد دخانیات

من تا کنون جراحی زانو در هیچ کجای بدنم نداشته ام

وینستون بنت، بسکتبالیست

اگر قتل ها را حساب نکنیم

کمترین جرایم در واشنگتن اتفاق می افتد

ماریون بری، شهردار واشنگتن

—-

یک اوباش حقش است که بوسیله یک ابله با لگد کشته شود.

و من این کار را انجام می دهم

کاندیدای مجلس امریکا از تگزاس

—-

این آلودگی نیست که به محیط صدمه می زند

بلکه نا خالصی هایی در آب و هوا موجب چنین کاری می گردند

ال گور، معاون رئیس جمهور

ما باید بنشینیم و بیندیشیم که چه مقدار به هوای پاک احتیاج داریم

لی ایا کوکا ، رئیس ماشین سازی کرایسلر

کلمه “نابغه” در فوتبال کاربردی ندارد

نابغه، نورمن انیشتن بود

جو دایسمن، فوروارد

—-

ما تبعیض قائل نمی شویم

فقط عده خاصی از مردم را از دور خارج می کنیم

سرهنگ جرالد ولدمن

کوپن شما از ماه مارس 1992 قطع خواهد شد

برای آنکه ما متوجه شدیم شما مرده اید، خدا به شما نعمت دهد

اگر در وضع شما تغییری ایجاد شد، حتما ما را در جریان بگذارید

سازمان خدمات اجتماعی

روایت شده است که بیشتر واردات استرالیا از آن طرف دریا می آید

کپل ادنبری

اگر کسی ناراحتی قلبی داشته باشد، دستگاه را به خودش وصل کرده و در طول مدت شب، ضربان قبل او مونیتور می شود.

اگر صبح مرده از خواب بیدار شد، دستگاه آن را ثبت می کند.

مارک اس فولر ، مدیر مخابرات

جوک های آقایان راجع به همسران خود در فرهنگ غرب

ژوئن 29, 2008 با Reza Nazmi

جوک های آقایان راجع به همسران خود در فرهنگ غرب

تنها انتقامی که می توانی از کسی که زنتان را از چنگ شما در آورده است بگیری آن است که وی را وادار کنی او را نگاه دارد.

راز زندگی مشترک طولانی:

هر هفته به یک رستوران زیبا رفته و در زیر نور شمع، شام شاعرانه ایی را صرف نمایید.

البته جدا از هم.

چون دو سال است ازدواج کردم، دیگر از تروریست ها وحشتی ندارم.

من در ازدواج شانسی نداشته ام، اولی مرا ول کرد و رفت، و دومی این کار را نکرد.

اگر زندگی زناشویت را می خواهی نگاه داری باید در زمانی که اشتباه کردی اعتراف کرده و در غیر این صورت ساکت باشی.

من و همسرم بیست سال شاد بودیم تا آنکه با هم آشنا شدیم.

یک زن خوب زمانی که اشتباه می کند، همسر خود را می بخشد.

مردی برای یافتن همسر در روزنامه آگهی داد، فردای آن روز صدها نامه برای او آمد که نوشته شده بود:

می توانید همسر مرا بگیرید.


مردی با افتخار گفت: زن من یک فرشته است

مرد دیگری جواب داد: خوش به حالت، زن من هنوز زنده است.

به امید فرداهای پر امید

فیل

ژوئن 28, 2008 با Reza Nazmi
در حال گشت و گذار در اینترنت بودم که متن ذیل را دیدم
تفسیر چند مرد کور از فیل 
همان داستانی که مولوی به آن اشاره نموده است
 
البته تشبیه ها یکی نیست و فقط نتیجه گیری و طرز بیان یکی است
 
منظور از این پست ، طرز فکر و شباهت های دو فرهنگ بسیار متفاوت است.
 
به قول مولوی اگر فقط شمعی داشتیم؟
 
به امید فرداهای پر امید
 
 
 
It was six men of Hindustan
 
To learning much inclined,
Who went to see the Elephant
 
(Though all of them were blind),
That each by observation
 
Might satisfy his mind
 
The First approached the Elephant,
 
And happening to fall
Against his broad and sturdy side,
 
At once began to bawl:
"God bless me! But the Elephant
 
Is very like a wall!"
The first blind man of six blind men
 feels the side of the elephant
and interprets it as a wall.
 
 
The Second, feeling of the tusk,
 
Cried, "Ho! what have we here
So very round and smooth and sharp?
 
To me 'tis mighty clear
This wonder of an Elephant
 
Is very like a spear!"
The second blind man of the six blind men
 feels an elephant tusk and
Interprets the elephant to be like a spear.
 
 
The Third approached the animal,
 
And happening to take
The squirming trunk within his hands,
 
Thus boldly up and spoke:
"I see," quote he, "the Elephant
 
Is very like a snake!"
The third blind man of the six blind men
 touches the elephant's trunk
And interprets it to be a snake.
 
 
The Fourth reached out an eager hand,
 
And felt about the knee.
"What most this wondrous beast is like
 
Is mighty plain," quote he;
It's clear enough the Elephant
 
Is very like a tree!"
The fourth blind man of the six blind men
 touches the elephant's leg
And mentally visualizes it to be a tree.
 
 
The Fifth, who chanced to touch the ear,
 
Said: "Even the blindest man
Can tell what this resembles most;
 
Deny the fact who can
This marvel of an Elephant
 
Is very like a fan!"
The fifth blind man of the six blind men 
touches the elephant's ear
and imagines it to be a fan.
 
 
The Sixth no sooner had begun
 
About the beast to grope,
Than, seizing on the swinging tail
 
That fell within his scope,
"I see," quote he, "the Elephant
 
Is very like a rope!"
The sixth blind man of the six blind men
 touches the elephant's ear
and interprets it to be a fan.
 
 
And so these men of Hindustan
 
Disputed loud and long,
Each in his own opinion
 
Exceeding stiff and strong,
Though each was partly in the right,
 
And all were in the wrong!
 
 
 

پیل اندر خانه‌ی تاریک بود

  عرضه را آورده بودندش هنود

 

از برای دیدنش مردم بسی

 اندر آن ظلمت همی‌شد هر کسی

 

دیدنش با چشم چون ممکن نبود

 اندر آن تاریکیش کف می‌بسود

 

آن یکی را کف به خرطوم اوفتاد

 گفت همچون ناودانست این نهاد

 

آن یکی را دست بر گوشش رسید

 آن برو چون بادبیزن شد پدید

 

آن یکی را کف چو بر پایش بسود

 گفت شکل پیل دیدم چون عمود

 

آن یکی بر پشت او بنهاد دست

 گفت خود این پیل چون تختی بدست

 

همچنین هر یک به جزوی که رسید

 فهم آن می‌کرد هر جا می‌شنید

 

از نظرگه گفتشان شد مختلف

 آن یکی دالش لقب داد این الف

 

در کف هر کس اگر شمعی بدی

 اختلاف از گفتشان بیرون شدی

چگونه از مغز خود نگاهداری کنیم؟

ژوئن 26, 2008 با Reza Nazmi

 

چگونه از مغز خود نگاهداری کنیم؟

 

راجع به مغر و حافظه زیاد نوشته ام ، اگر صدهزار مرتبه دیگر هم بنویسم و به دوستان خوبم یادآوری کنم که چگونه می توانند از سلامت مغز و روان خود مواظبت نمایند، باز هم کم است.

بدون سلامت مغزی ، که خود نیز متوجه آن نخواهیم بود، مگر آنکه خود را با دیگران مقایسه نماییم ، و آن هم به دلیل اختلافات فیزیولوژی و محیطی زیاد گویا نخواهد بود، آسایشی نخواهیم داشت..

برای مثال، تا بحال شده است به یاد نیاورید که کجا ماشین خود را پارک نموده اید، و یا برای مسائل بسیار کوچک، اعصابتان خرد شده و پرخاش نمایید؟

چنین مسائلی این روزها عمومیت پیدا نموده است اما می توان از آن جلوگیری نمود.

 

در متن ذیل به 15 مورد در مورد تون آپ و یا تنظیم مغز اشاره شده است که انجام آن بسیار ساده و کم خرج است. امیدوارم کمکی باشد در زندگی پر فشار امروزه.

 

آب به انداره کافی بنوشید و پیاده روی نمایید

این اعمال موجب شده جریان خون در بدن شما سریع تر شود. چون مغز پر از خون است و احتیاج به مواد غذایی و اکسیژن دارد، می توان بدین وسیله آن را تقویت نمود.

 

بادام

باور بر این است که بادام حافظه را تقویت می کند

می توانید بادام را خرد نموده و با آب و شگر مخلوط، و نوش جان نمایید.

و یا برای رفع گشنگی در میان وعده های غذایی از آن استفاده کنید.

 

آب سیب

در تحقیقات انجام شده یافته اند که آب سیب ، موجب افزایش اسیتوکولین که یکی از انتقال دهندگان اصلی مابین نرون ها است را افزایش می دهد، بنابراین حافظه نیز گسترش می بابد.

 

خوب بخوابید

اگر کسی را بخواهند شکنجه کنند به او بی خوابی می دهند، شما چرا خود را شکنجه می کنید؟

بی خوابی یکی از مهمترین علل خوب کار نکردن مغز و از دست دادن کنترل است.

 

از فرصت های کوتاه استفاده کرده و لذت ببرید

فشار عصبی مانند وزنه ایی است که همیشه در دست دارید.

بنابراین اگر فرصتی پیش آمد که شاد باشید، آن را برای فرصت هایی که ممکن است پیش بیاید و یا تنبلی از دست ندهید.

برای مثال ، پیاده روی یا کوه رفتن با دوستان

ارتباط برقرار نمودن با دیگران

سینما رفتن و حتی بستنی خوردن بین کارهای پر مشغله خود می تواند کمک بزرگی در تنظیم افکار شما داشته باشد.

 

روزه بگیرید

شاید خیلی ها به اسم روزه حساس اند

اما این روزه به معنی ماه رمضان نیست بلکه رژیم غذایی است

شکم پر و کار نکردن حهاز هاضمه هم به بدن صدمه می زند و هم کارایی مغز را پایین می آورد.

 

سرگرمی های فکری

مغز هم احتیاج به ورزش دارد

اما فکر نکنید که می خواهید برای المپیک مغزی آماده شوید

هر روز سعی کنید چیزی بیاموزید، مخصوصا زبان جدید آموختن بسیار بر کارایی مغز اضافه می کند..

نرم افزارهای سرگرم کننده و فکری بسیاری در بازار یافت می شوند که می توانید از آن ها استفاده نمایید.

 

تمرکز کنید

عبادت به معنی تمرکز است، برای همین هم است که می گویند در نماز حواس ها باید سر جایش باشد.

تمرکز به مغز یاد می دهد که چگونه افکار زائد را فیلتر کند و به اصل مطلب بپردازد.

جدیدا کشف گردیده است کسانی که عادت به عبادت دارند قسمت خاکستری مغز آنان ضخیم تر از بقیه است.

البته این آزمایشات بر روی بودایی ها و کسانی که یوگا کار می کنند انجام شده است.

 

مواد قندی کمتر بخورید

قند کربوهیدرات است ، رابطه آن با بدن مانند برق شدید به یک موتور است که ناگهان سرعت آن را زیاد کرده ولی موجب خراب شدن آن می گردد.

بنابراین تا می توانید از مواد قندی پرهیز نمایید.

 

نان سبوس دار

سیوس دارای لستین است، لستین مشکل سختی رگ ها را بر طرف کرده و موجب راحتی گردش خون می گردد.

خبر دیگر آن است که فشار خون به مغز صدمه می زند.

 

قبل از خواب غذای سبک میل کنید

مصرف غذای سنگین قبل از خواب موجب بد خوابی و فشار عصبی می گردد.

شما می توانید بجای شام سنگین از سالاد و میوه جات استفاده نمایید

و اگر شام شما حداقل دو ساعت قبل از ساعت خوابتان باشد بهتر است.

 

از تصورات خود استفاده نمایید

تصور یعنی جزئیات را بخاطر سپردن و سپس به آن پرداختن.

شما می توانید از حس های خود مانند لامسه، بویایی ، شنوایی ، بینایی ، چشایی و حسی که نسبت به آن دارید برای شناخت اجسام استفاده کنید، سپس خواهید دید که هیچ وقت آن را از یاد نخواهید برد و جزئیات را بخاطر خواهید داشت.

 

مسایل جنسی

هم خوابی بیشتر مربوط به تصورات است تا فیزیک بدن. بنابراین کسانی که ازدواج نموده اند! می توانند در توسعه آن بکوشند.

 

بر اعصاب خود تسلط داشته باشید

مواد غذایی که به وسیله سفید کننده ها سفید شده باشند (البته بیشتر در خارج از کشور است مانند نان و یا سیب زمینی سرخ شده در همبرگر فروشی مکدونالد و غیره) و استفاده بیش از اندازه نشاسته بر اعصاب فشار وارد می کنند و موجب خشونت و افسردگی می گردند.

برای آنکه بر اعصاب خود تسلط داشته باشید، آب به مقدار کافی بنوشید، ورزش کنید و از میوه و سبزیجات تازه میل نمایید و تمرکر و یا عبادات را فراموش نکنید.

 

ب کمپلکس

ب کمپلکس قدرت حافظه را بیشتر می کند.

موادی غذایی مصرف نمایید که سرشار از ویتامین های ب است مانند طالبی،

از نشاسته و مواد غذایی سفید شده نیز پرهیز نمایید ، زیرا ویتامین های ب را در بدن از بین می برند.

 

به امید فرداهای پر امید

معترضین به نانو تکنولوژی

ژوئن 25, 2008 با Reza Nazmi

معترضین به نانو تکنولوژی

هنوز چیزی نشده است که مرکز ارزیابی بین المللی تکنولوژی و عده ایی از مردم دست به اعتراض علیه میکروب کش های مضر بر طبیعت ، مخصوصا نانو سیلور ها زده اند.

نانو سیلور ها که از ذرات بسیار ریز نقره های یونیزه شده تشکیل می شوند ، ضدعفونی و ضد باکتری های بسیار قویی هستند که در لوازم خانه مانند لباسشویی و داخل جداره یخچال ها بکار گرفته می شوند.

برای جلوگیری از بوی نامطبوع بدن مخصوصا پاها از این مواد در جوراب ها استفاده می شود. البته نوع اسپری آن نیز موجود است.

معترضین می گویند که اگر چنین جوراب هایی شسته شوند، مقدار نانو سیلوری که وارد آب ها می شود بسیار زیاد بوده و بر محیط زیست و مخصوصا ماهیان اثر مخربی دارد.

نانو سیلورها چنان تاثیر قویی بر باکتری ها دارند که اگر آن را بر لباسها بکار برند، لباس ممکن است در اثر کثیفی بر تن، تیکه پاره شود ، اما بو نمی گیرد.

ضد عرق آن تا یک ماه بر روی بدن کارایی خود را از دست نمی دهد.

حال نمی دانم محیط زیست مهم تر است و یا شخص متعفنی که در اتوبوس و یا مترو در کنارش ایستاده ایم؟

اما این را مطمئنم، به اشخاصی که برای محیط زیست و دیگران دل می سوزانند باید بیش از بقیه احترام گزارد.

به امید فرداهای پر امید

قدر مادرهایمان را بدانیم

ژوئن 24, 2008 با Reza Nazmi

قدر مادرهایمان را بدانیم

ماتم کده شد جهان نهان نیست

ماتم زده کیست که از جهان نیست

زان جمله یکی منم درین سوز

از روزی خویشتن بدین روز

کامسال، دو نور ز اخترم رفت

هم مادر و هم برادرم رفت

یک هفته، ز بخت تفته‌ی من

گم شد دو مه‌ی دو هفته‌ی من

هجرم، ز دو سو، کشید کینه

دهرم، بدو دهره، خست سینه

چون مادر من، کجایی آخر؟

روی از چه نمی‌نمایی آخر؟

خندان ز دل زمین برون آی

بر گریه‌ی زار من به بخشای

راندی به بهشت کشتی خویش

رو تافتی از بهشتی خویش

زان بی ادبی که بیش کردم

اینک ز فراق زخم خوردم

تا خانه بود ز دولت آباد

قدرش نشناسد، آدمی‌زاد

نام تو پناه و لب تو در سخن بود

پند تو صلاح کار من بود

امروز همم، به مهر و پیوند

خاموشی تو، همی دهد پند

لیکن سخن تو، گر بود هوش،

از هوش توان شنید، نه از گوش

دانم که تو در بهشت جاوید

رخشنده تری ز ماه و خورشید

چونست بر تو همسر من

فرزند تو و برادر من

«قتلغ» که مرا ز حق تبارک

بودست چو نام خود «مبارک»

در معرکه، اژدها نظیری

در مستی باده، شیر گیری

آیین غزا تمام کرده

دولت، لقبش حسام کرده

در حمله، درست چون پدر شیر

نی همچو من شکسته شمشیر

روح تو، که باد دور از آذر

باشد چو رفیق روح مادر

شاید که باتفاق فرخ

آرید به رحمت خدا رخ

گوئید بهر سکون و سیری

ایمان مرا دعای خیری

تا چون به سوی شما کنیم راه

ممن چو شما روم الی الله

یارب که به رحمت گنه شوی

از گرد گنه، بشویشان روی

آمرزش خویش یارشان کن

بخشایش خود نثارشان کن

دهلوی

به امید روزهای

پر امید