RSS

بایگانی روزانه: ژوئیه 17, 2019

بارزترین مشخصه‌های اختلال شخصیت اسکیزوید

تنها.jpg

بارزترین مشخصه‌های اختلال شخصیت اسکیزوید
.
آنها معمولا تمایلی به برقراری رابطه نزدیک با دیگران -حتی فامیل- ندارند و از آن لذت هم نمی‌برند. این افراد در صورت امکان اتاقی مجزا به خود اختصاص می‌دهند و به جز تماس‌های معمولی و ضروری، ارتباطی با دیگران برقرار نمی‌کنند. آنها حتی‌الامکان در هیچ مراسم و جمعی شرکت نمی‌کنند و به همین علت است که دیگران به اشتباه برچسب خجالتی بودن به آنها می‌زنند.
 
چنین افرادی تقریبا همیشه دنبال فعالیت‌های انفرادی -کار با رایانه، کشیک یا نگهبانی شبانه و….- هستند. البته این بدین معنی نیست که به چنین فعالیت‌هایی علاقه دارند، بلکه به‌واسطه آنها می‌توانند از دیگران دوری گزینند و خود را مشغول کنند. در کل کارهای انتزاعی و مشاغل مرتبط با وسایل بی‌جان -ریاضیات، ستاره‌شناسی، مشاغل مرتبط با فلز، چوب و…- برایشان لذت‌بخش‌تر است. نکته مثبت در این اشخاص این است که آنها توانایی تحمل درجه بالایی از تنهایی و استرس را دارند، بنابراین برای شغل‌های سختی مانند کار در یک ایستگاه تحقیقاتی دورافتاده افراد بسیار مناسبی هستند.
.
این افراد اصلا دوست صمیمی و نزدیک ندارند و دوست معمولی هم بسیار کم دارند که آن هم به‌واسطه اجبار است و با اعضای خانواده هم ارتباط سطحی برقرار می‌کنند. بسیاری از آنها تمایلی برای ازدواج ندارند و ترجیح می دهند با والدین خود زندگی کنند. میل جنسی ندارند و حتی اگر ازدواج کنند در حد تکلیف و یک نوع فعالیت به آن می‌نگرند، نه اینکه به معنی واقعی از آن لذت ببرند. آنها نسبت به انتقاد یا تعریف تقریبا بی‌تفاوت هستند و واکنشی نشان نمی‌دهند.
.
از نظر احساسی به معنی واقعی بی‌روح و بی‌احساس هستند. گفتار و حرکاتی یکنواخت و آرام دارند و تقریبا نمی‌توان فهمید در هر لحظه چه احساسی دارند. یخ و بی‌روح هستند و هیجان و احساساتی از خود بروز نمی‌دهند. در بسیاری از زمان‌ها در رویا و خیال به سر می‌برند و به همین دلیل حتی در روابط ساده هم ناشیانه عمل می‌کنند.
.
این افراد از بعد بی‌ثباتی احساسی و عدم پذیرندگی در سطح بالا و از نظر برونگرایی، سازگاری و تعهدپذیری در سطح پایینی قرار دارند. رفتار و گفتار این افراد مانند آدم آهنی است و مولفه‌های هیجانی و احساسی ندارند و از آنجا که نسبت به محرک‌های اجتماعی بی‌تفاوت و کرخت هستند، حتی با از دست دادن فرد مورد علاقه‌شان، خیلی دلمرده و افسرده نمی‌شوند.
.
.
اختلال شخصیت اسکیزویید در مردان بیشتر است یا زنان؟
.
شیوع شخصیت اسکیزویید کمتر از 1درصد افراد جامعه و در مردان شایع‌تر از زنان است. مانند سایر اختلالات شخصیتی علت خاصی برای آن شناخته نشده، ولی هر دو عامل ژنتیکی -سابقه خانوادگی- و محیطی -خانواده ناامن و بدون گرمی و صمیمیت و محبت- در آن نقش ایفا می‌کنند. این افراد از زندگی خود راضی هستند و کمتر به مشاور مراجعه می‌کنند بنابراین این کار باید از طرف خانواده فرد انجام گیرد. اختلال معمولا اواخر نوجوانی یا اوایل بزرگسالی آغاز می‌شود.
.
.
 
درمان اختلال شخصیت اسکیزویید
.
افراد مبتلا به اختلال شخصیت اسکیزویید به ندرت پیش می آید که به دنبال درمان باشند، چون افکار و رفتار آنها معمولا باعث ناراحتی خودشان نمی شود و از این وضع راضی هستند. زمانی که بپذیرند باید درمان شوند، سایکوتراپی –روان درمانی- که یکی از انواع مشاوره است از اشکال درمان است که اغلب استفاده می شود. در این روش درمانی بر روی افزایش مهارت های عمومی مقابله و همچنین بهبود تعاملات اجتماعی، ارتباطات و اعتماد به نفس تمرکز می کنند. از آنجا که اعتماد جزء مهمی از درمان است، درمان می تواند برای درمانگر چالش برانگیز باشد چون مبتلایان به این نوع از اختلال شخصیت در برقراری ارتباط با دیگران مشکل دارند. آموزش مهارت های اجتماعی هم می تواند بخش مهمی از درمان باشد.
 
در اختلال شخصیت اسکیزویید معمولا از دارو برای درمان کمک نمی گیرند مگر اینکه بیمار از مشکلات روانی مرتبط با آن مثل افسردگی رنج ببرد.
.
.
تفاوت شخصیت اسکیزویید با شخصیت اجتنابی
 
شخصیت اجتنابی خواهان برقراری روابط با دیگران است، اما به‌دلیل ترس از طرد شدن و عدم پذیرش از طرف دیگران از برقراری ارتباط با دیگران اجتناب می‌کند، اما شخصیت اسکیزویید اصولا به برقراری روابط علاقه‌ای ندارد و به تنهایی تمایل دارد.
.
.
وجه تمایز اختلال شخصیت اسکیزویید و اسکیزوفرنی چیست؟
.
اختلال شخصیت اسکیزویید به‌راحتی با تشخیص اسکیزوفرنی اشتباه گرفته می‌شود. اسکیزوفرنی بیماری روانی شدیدی است که در آن فرد مبتلا ارتباط خود را با واقعیت از دست می‌دهد و نوعی جنون محسوب می‌شود، در حالی که افراد مبتلا به اختلال شخصیت نوع اسکیزویید هم ممکن است دچار دوره‌های کوتاهی از جنون همراه با توهمات و پندار غلط شوند که طول مدت زیاد یا شدت زیاد مانند آنچه در اسکیزوفرنی دیده می‌شود را ندارند.
 
دیگر کلید تشخیصی این اختلال و تفاوت آن با اسکیزوفرنی این است که افراد مبتلا به اختلال شخصیت اسکیزویید به تفاوت میان واقعیت و افکار تحریف‌شده آگاه هستند، ولی بیماران مبتلا به اسکیزوفرنی اغلب تحت‌تاثیر توهمات خود قرار می‌گیرند. با وجود این تفاوت‌ها، افراد مبتلا به اختلال شخصیت اسکیزویید می‌توانند با درمان‌هایی که برای افراد مبتلا به اسکیزوفرنی گذاشته می‌شود، بهبود یابند و از آنها استفاده کنند.
.
.
چه مواردی برای افراد اسکیزویید خطر محسوب می‌شود؟
.
افراد مبتلا به اختلال شخصیت نوع اسکیزویید در معرض افزایش خطر بروز مواردی مانند افسردگی، اضطراب، مشکلات کاری، مدرسه و ارتباط‌‌های اجتماعی، دیگر اختلالات شخصیتی، اعتیاد به الکل یا مواد مخدر، اقدام به خودکشی و… هستند.
.
.
اختلال شخصیت اسکیزویید و اختلال شخصیت پارانویید چه تفاوتی با هم دارند؟
.
اختلال شخصیت پارانویید معمولا با یک بی‌اعتمادی فراگیر مشخص می‌شود. افراد مبتلا به این اختلال شخصیت فرض می‌کنند که دیگران به آنها آسیب می‌رسانند، از آنها سوء‌استفاده می‌کنند یا به شکل‌های مختلف آنها را تحقیر می‌کنند، در حالی که چنین نیست. آنها به تلاش زیادی برای دفاع از خود و حفظ فاصله خود از دیگران می‌پردازند. حتی برای پیشگیری از این موارد ممکن است به دیگران حمله کنند. به نظر می‌رسد آنها کینه‌ای، اهل دعوا و خیلی حسود هستند. تفکر در آنها به طور آشکار تحریف شده است. درک این افراد از محیط اطراف شامل کشف نیات بدخواهانه و رفتارهای تحقیرآمیز دیگران است. به این دلایل، آنها به دیگران اعتماد ندارند و از روابط نزدیک با دیگران دوری می‌کنند. زندگی عاطفی آنها تحت‌سلطه تمایل به بی‌اعتمادی و خصومت است.
 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در ژوئیه 17, 2019 در Uncategorized

 

مغز جنایتکاران چه تفاوتی با افراد عادی دارد؟

مغز جنایتکاران.jpg

مغز جنایتکاران چه تفاوتی با افراد عادی دارد؟
.
در قرن هجدهم روشی به نام جمجمه شناسی توسط «فرنز گال» رواج پیدا کرد، که بر اساس آن با مطالعه برجستگی های ظاهری جمجمه می توان به لایه های شخصیت افراد پی برد.
او پس از مطالعه تعدادی بیمار و زندانی سیستمی شامل ۲۷ نوع برجستگی جمجمه را توسعه داد که حتی طی دو قرن بعد هم بین مردم محبوب و پذیرفته ش.ده بودند.
 
مطالعات بعدی دانشمندان ثابت کرد که این سیستم هیچ پایه و اساس علمی ندارد و سماجت روی آن تنها از روی عدم آگاهی یا منافع شخصی صورت گرفته است. با این وجود مفهوم اصلی آن حتی در قرن بیستم به پایه ای برای ایده های نژادپرستانه تبدیل شده بود.
.
در اواخر قرن بیستم و با ظهور تکنیک های تصویربرداری مغزی مدرن این مطالعات رنگ علمی تری به خود گرفت که به عنوان عصب جرم شناسی (Neurocriminology) از آن یاد می شود.
.
این روزها عصب شناسان در داده های تصویربرداری مغزی به دنبال نشانه های بیولوژیکی و ساختاری مربوط به رفتارهای نامطلوب از جمله خشم، فقدان همدلی و شخصیت ضد اجتماعی هستند.
.
زمینه فعالیت این افراد به عنوان یکی از شاخه های علوم اعصاب تا حد زیادی پذیرفته شده و دیدگاه های جذابی را در مورد ساختارهای مغزی ویژه با پتانسیل تولید رفتارهای خشن و نابهنجار مطرح کرده اند. برای مثال آنها نشان داده اند یک درصد جامعه دچار نشانه های سایکوپاتی هستند اما این میزان بین مجرمان و جنایتکاران به ۲۵ درصد می رسد.
.
.
• تفاوت های بیولوژیکی مغز افراد جانی با دیگران
سابقه تصویربرداری از مغز جانیان به مدت ها قبل باز می گردد. «ادرین رین»، از محققان پیشروی عصب جرم شناسی در دهه ۹۰ میلادی مطالعات زیادی را روی بخش های خاصی از مغز صورت داد که ظاهرا به رفتارهای جنایت کارانه ارتباط پیدا می کنند.
تصاویری که وی از اسکن مغز یک قاتل درگیر اختلال روانی بنام «آنتونیو باستامانته» به دادگاه نشان داد، بیانگر نقصی آشکار در مغز وی و توجیهی برای عمل مجرمانه اش بود و به این صورت او را از مجازات اعدام رهانید.
حدود شش سال قبل هم آدرین رین، به عنوان استاد جرم شناسی دانشگاه پنسیلوانیا مدعی شد که میزان فعالیت در بخش های جلویی مغز که به پردازش اطلاعات، خودآگاهی و حساسیت به خشونت ارتباط دارد، در بسیاری از مجرمان، قاتلان و جامعه ستیزها کمتر از حالت عادی است.
.
تحقیقات دانشگاه های پنسیلوانیا و فناوری نانیانگ روی ۸۱ فرد بزرگسال هم نشان داده که با تحریک بخش پیش پیشانی که ایده ها و رفتارهای پیچیده را کنترل می کند، احتمال ارتکاب به خشونت تا ۵۰ درصد کاهش می یابد.
.
مطالعه ای که جدیدا در ژورنال «تصویربرداری مغز و رفتار» منتشر شده، گام مهمی را در زمینه تصویربرداری عصبی رفتار جنایی برداشته است. این مطالعه روی ۸۰۸ زندانی مذکر بزرگسال صورت گرفته و نشان می دهد بین مغز افراد جانی با کسانی که مرتکب جرایم غیرجنایی خشن یا غیر خشن شده اند، تفاوت های قابل توجهی وجود دارد.
.
هرچند «کنت کی‌یل»، از محققان این پروژه و اساتید برجسته بر این باور است که در تحقیقات رین رفتارهای جانیانه با دیگر اختلالات روانی از جمله شیزوفرنی درهم آمیخته است:
مطالعات آنها روی جانیانی صورت گرفته که به دلیل جنون بی گناه شناخته شده بودند.
این افراد از روانپریشی، آسیب مغزی و مشکلات دیگر رنج می برده اند اما از ۸۰۸ کیس ما هیچ کس دچار مشکلات روانی یا آسیب مغزی نبوده است. این جامعه آماری هم در نوع خود بی سابقه است.
.
• در این پروژه افراد شرکت کننده به سه گروه تقسیم شده اند:
1- ۲۰۳ فرد مرتکب جنایت که شامل افرادی که به جرم خود اعتراف کرده یا مجرم شناخته شده اند
2- ۴۷۵ فرد با جرم خشونت آمیز غیر جنایی که شامل ضرب و جرح، خشونت خانگی و دیگر موارد منجر به آسیب بدنی می شدند
3- ۱۳۰ فرد با خشونت های کمتر مانند حمل مواد مخدر، فحشا و دیگر موارد فاقد آسیب بدنی جدی
.
نتایج مطالعه نشان دهنده تفاوت قابل توجه در میزان ماده خاکستری موجود در مغز افراد جانی با دو گروه دیگر است. بر این اساس در چند ناحیه از مغز عاملان جنایت سطح این ماده به مراتب کمتر از دو گروه دیگر است و حتی میزان این ماده بین مجرمان خشن و گروه سوم نیز تفاوت هایی با هم دارد.
دکتر کی‌یل در این باره می گوید:
مغز آنهایی که به جنایت دست زده اند در مناطق قشر اوربیتوفرونتال‌ و لوب قدامی گیجگاهی دارای ماده خاکستری کمتری نسبت به دو گروه دیگر است.
.
این یافته با بسیاری از مطالعات دیگر تطابق دارد. قشر اوربیتوفرونتال‌ در پردازش عاطفی و موقعیت های هیجانی نقش اساسی داشته و مانند یک کد عصبی احساسات را تعیین می کند. این ناحیه به طور مستقیم و غیر مستقیم با هیپوکمپ و آمیگدال ارتباط عصبی دارد، در نتیجه می تواند در پردازش حافظه هیجانی دخالت داشته باشد و حتی مطالعات نشان داده که با تحریک عمقی آن می توان افسردگی را تسکین داد.
.
.
• استفاده از تصویربرداری مغزی برای شناسایی مجرمان
کنت کی‌یل معتقد است که با جمع آوری داده های بیشتر می توان صحت این روش را افزایش داد و در آینده با بررسی داده های مغزی افراد احتمال وقوع رفتارهای جنایتکارانه را پیش از ارتکاب پیش بینی کرد:
هدف بعدی پیگیری رفتار تعداد زیادی از جوانان با رفتار پر خطر است. با بررسی قشرهای خاص مغز آنها احتمال وقوع رفتار جنایتکارانه در آینده را پیش بینی می کنیم و بعدا مشخص می شود که این پیش بینی چقدر درست بوده است.
.
نتایج این مطالعه می تواند تا حدودی آزاد دهنده باشد چرا که به یک جبر بیولوژیکی اشاره دارد، به عبارت دیگر فرد با یک نقص یا اختلال در برخی نواحی مغزی متولد شده و بدون اینکه اختیار چندانی داشته باشد به احتمال زیاد در آینده مرتکب جنایت خواهد شد.
.
آیا این تئوری به معنی استفاده از تصویربرداری مغزی به عنوان یک سند در پرونده های جنایی است؟
یا حتی مهمتر از آن اگر ما قادر به شناسایی نشانه هایی از احتمال ارتکاب جنایت در آینده باشیم، با افراد دارای این علائم باید چه بکنیم؟
.
پروفسور ادرین رین وجود این علائم در افراد را نه یک نشانه قطعی مبنی بر مجرم شدن افراد، بلکه هشداری تلقی می کند که از احتمال کشیدن شدن به سوی رفتارهای پر خطر حکایت دارد. او حتی پیشنهاد راه اندازی برنامه ای عمومی با هدف جلوگیری از جرم را می دهد که در آن علائم هشدار دهنده شناسایی شده و در سنین پایین به تغییر و اصلاح آنها پرداخته شود.
.
رین در پاسخ به این سوال که آیا حاضر است چنین تستی را روی فرزندش انجام دهد یا گفت:
اگر کودکم مشکلی داشته باشد به عنوان پدر ترجیح می دهم در جریان قرار گرفته و راهکار مقابله با آن را یاد بگیرم.
.
با این حال هنوز هم آزمایش مغز افراد جانی، بیماران روانی و سایر مجرمان خشن از زمینه های علمی بحث برانگیز تلقی می شود و از نظر برخی تلاش های مدرن برای یافتن ارتباط بین اقدامات مجرمانه ویژگی های مغزی، تفاوت چندانی با جمجمه شناسی های جنجالی قرن هجده و نوزده ندارد.
 
 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در ژوئیه 17, 2019 در Uncategorized

 
 
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: