این درد دل است و سیاسی اش نکنید.
وقتی می بینم دلار به حومه 2000 تومان رسیده است، از خودم می پرسم، هر کس که به خارج رفت، در زندگی برد کرد؟
بعد از خودم می پرسم، تا به حال چه کار درستی برای مملکت انجام داده اند؟
به غیر از آنکه برای حفاظت از منافع و بازار های چین و روس و به خرج مردم ایران صنایع موشکی و نظامی را توسعه داده اند؟
شده ایم چوب دو سر طلا، از آن طرف غرب دستش به چین نمی رسد، فشار را بر ما وارد می کند، از این طرف هم چین برای محافظت! از ما بنجل هایش را که جهان دست نمی زند به ما می اندازد.
چین غرق در سعادت و شکوفایی اقتصادی و به زحمت قیمت پولش را پائین نگاه داشته تا جنس هایش با قیمت کم در بازار های جهانی فروش رود و رقیب نداشته باشد.
در عوض ما در عرض حکومت بی نظیر دکتر احمدی نژاد با بیشترین درآمد نفتی که ایران در تاریخ خود تجربه کرده است ، دارای اقتصادی واسطه ایی و ورشکسته، و پولی که ارزش کاغذش را ندارد، شده ایم.
باز صد رحمت به زمان فئودالی قبل از 1340 ، رعیت و مالک حساب کار خود را می دانستند و روند زندگی عادی خود را داشتند و نسبت به آن برای آینده خود و خانواده نقشه می کشیدند.
هر جند بد، اما زندگی ثبات خود را داشت و دارای قانونمندی خاص خود بود.
اما امروز فقط سرعت ماشین های کورسی آقازاده ها و فقر در میان مردم بالا می رود و هیچ کس آینده خود را تخمین نمی تواند بزند.
کارخانه ها با وجود داشتن پول و سرمایه حقوق کارمندان را نمی دهند که مبادا آنان ناگهانی به جای دیگری رفته و استخدام گردند، زیرا دیگر نمی توانند با این حقوق های اندک کسی را مانند آنان استخدام نمایند.
از طرفی فقر گلوی مردم را فشار میدهد و آنان را به چان کندن انداخته است و از طرف دیگر حکومت برای آنکه کسی چشمش به جان کندن ها نیافتد، فشار بیشتری بر اندام آنها وارد می سازد.
فشار بر فشار بر مردمی که تا قبل از انقلاب در جهل و فشار سیاسی و بعد از آن در فقر و فشار اجتماعی به سر می برند.
تنها امید این است ، کسانی که جان سالم به در برند به الماس تبدیل گشته و کسی قدر آنان را بداند.
15 دی 1390
رضا نظمی
