مقصود من از ترجمه این مقاله تنها نشان دادن کارکرد اعتیاد نیست، بلکه نشان دادن قدرت غریزه است که چگونه ما را به بازی می گیرد و هر آنکس که بتواند دکمه لذت و ترس را در ما بکارد ، کنترل ما در دست اوست.
باید از غریزه دست شست و به منطق پناه آورد.
تنها ره رهایی از بردگی همین است.
الکترودی را در قسمتی از مغز موشی می کارند که اگر الکتریسیته به آن قسمت برسد،آن قسمت تحریک می شود و موش احساس لذت می کند.
احساس آن مانند تناول غذای لذیذ و یا تحرکات جنسی است.
البته محرک ها بسیاری وجود دارد که چنین احساسی را به ما می دهند و برای همین است کارهایی را که دوست داریم انجام می دهیم، مانند: کار نیک، موفق شدن ها و بسیاری دیگر که ممکن است اخلاقی و یا غیر اخلاقی باشند، ولی مهم ترین آنها غذا و مسائل جنسی است که برای بقا و تولید مثل است.
موش زمانی که بر روی چرخ می دود، الکترودی که در مغز وی است و با چرخ عمل می کند، جریان برقی را به قسمت لذتبخشی مغز وارد می کند و آن قسمت تحریک شده و موش احساس لذت می کند.
بدان معنی که، کاری کرده اند تا موش تنها از دویدن بر روی چرخ لذت ببرد و اگر جای دیگر بدود ، لذتی در کار نیست.
برای لذت بردن، موش 7000 مرتبه در ساعت این چرخ را می چرخاند ، یعنی بر روی آن می دود.
لذت بردن های دیگر هم به همین گونه است، حا می خواهد مواد های آلی و یا شیمیایی باشد و یا به ورزش و پر کاری و کارهای نیک. تنها مقدار آن ها متفاوت است.
بعد از مدتی بدن شما به آن ماده ایی که مغز برای خشنودی و لذت شما دستور تولید آن را می دهد، عادت می کند و از شما می طلبد، که به آن اعتیاد می گویند.
رضا نظمی
8 آبان 1390
http://www.nytimes.com/2011/10/30/opinion/sunday/kristof-addicted-to-exercise.html?_r=1

